الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

121

كتاب النكاح ( فارسى )

انسان روى زمين نيستيم و دليلى نداريم كه تمام انسانهائى كه قبل از آدم بوده‌اند منقرض شده باشند . بنابراين ممكن است ازدواج فرزندان آدم با بقاياى انسانهاى پيشين صورت گرفته باشد ، البتّه دليلى بر اين مطلب نداريم ولى قول سوم مشكل ازدواج حوريه با انسان را كه تولّد فرزند از آن ممكن نبود ، حل مىكند ؛ ولى مشكل مخالفت ظاهر كتاب اللَّه كه در قول دوم بود در قول سوم هم بقوّت خويش باقى است . ان قلت : آدم اوّلين انسان روى زمين نبوده و قبل از او انسانهاى ديگرى بوده‌اند ، اين مطلب با جمله‌اى كه حضرت على عليه السلام در خطبهء اشباح دارد نمىسازد : فلمّا مهّد ارضه و انفذ امره ، اختار آدم خيرةً من خلقه و جعله اوّل جبلّته « 1 » . قلنا : اگر به معنى « جبلّة » مراجعه شود جواب روشن مىشود ، كوه و جمعيّت‌هاى زياد را « جبلّة » مىگويند ، معنى ديگر جبلّة طبيعت ( فطرت ) است و فطرت انسان هم مانند كوه قابل جابجائى نيست . جبلّة به معناى انسان برجسته هم آمده است و منافات ندارد كه انسانهاى ديگرى قبل از آدم بوده‌اند ولى انسان برجسته نبودند . هذا غاية ما فى الباب‌و ما اصرارى در انتخاب يكى از اقوال نداريم چون مربوط به شريعت نيست و نيازى به فتوى ندارد و توقّف مىكنيم . [ مسألهء 3 : ( وطء الشبهة ) ] 103 مسئلهء 3 ( وطء الشبهة ) . . . . . 3 / 2 / 80 مسألة 3 : المراد بوطء الشبهة الوطء الّذى ليس به مستحق مع عدم العلم بالتحريم ، كما اذا وطاء اجنبيّة به اعتقاد أنّها زوجته ، أو مع عدم الطريق المعتبر عليه بل أو الاصل كذلك ، و مع ذلك فالمسألة محل اشكال ( صورت دوم كه شك دارد محل اشكال است كه آيا وطى به شبهه است يا نه ) و يلحق به ( وطى به شبهه ) وطء المجنون و النائم و شبههما ( اى غير بالغ ) دون السكران اذا كان سكره بشرب المسكر عن عمدٍ و عصيان . عنوان مسأله : اين مسأله در مورد وطى به شبهه است كه مسئلهء بسيار مهمّى است و در همه جاى فقه با مسئلهء ولد شبهه برخورد مىكنيم . مرحوم امام در اين مسأله سراغ مصداق وطى به شبهه مىرود ، چون حكم آن را در مسئلهء قبل با يك كلمه بيان كردند ( و يلحق به ولد الشبهه ) و در اينجا بحث صغروى مىكنند ؛ ولى ما هم كبروى بحث مىكنيم و هم صغروى . صور مسأله : مرحوم امام ( ره ) چهار صورت را متذكّر شده‌اند : 1 - آنجائى كه علم دارد . 2 - مجنون و نائم و صغير . 3 - جائى كه شك به زوجيّت داشته باشد و وطى كند . 4 - سكرانى كه عمداً مست شده است . مرحوم امام دو صورت اوّل را از مصاديق مسلّم وطى به شبهه گرفته‌اند ؛ ولى دو مورد آخر را از موارد مشكوك برشمرده‌اند . المسألة فى مقامين : در مسأله در دو مقام بحث مىكنيم : مقام اوّل : وطء الشبهة يلحق بالنسب ( كبرى ) فقهاء در مورد حكم ، مسأله را مسلّم گرفته‌اند ، ( ارسلوه ارسال المسلّمات ) صاحب جواهر در مورد وطى به شبهه حدوداً دوازده صفحه صحبت مىكند كه فقط يك خط در مورد كبرى و بقيه در مورد صغرى است ، عبارت جواهر چنين است : و كذا يثبت النسب مع الشبهة اجماعاً بقسميه « 2 » مرحوم آقاى حكيم در مستمسك ذيل كلام صاحب عروة جملهء كوتاهى در مورد حكم مسأله بيان مىكند و سپس شش صفحه در مورد موضوع وطى به شبهه بحث مىكند . مرحوم شهيد ثانى در مسالك خيلى كوتاه‌تر از صاحب جواهر حكم را بيان مىكند و مىفرمايد : و يلحق به وطء الشبهة و المراد به . . . « 3 » ادلّه : دلايل اين مسأله چيست ؟ 1 - اجماع . 2 - شمول عمومات . 3 - عدم شمول روايات . ولدى از وطى شبهه متولد شده است عنوان ولد بر او صادق است و ولد حرام هم نيست ، پس عناوين شامل او مىشود . ما در فرزند نامشروع روايت داريم كه شارع نسب را قبول نكرده ، ( الولد للفراش و للعاهر الحجر ) ؛ ولى در مورد وطى شبهه چنين گفته نشده است و عموماتى كه در تمام ابواب داريم شامل وطى به شبهه مىشود و روايات نافيه مخصوص زناست .

--> ( 1 ) خطبهء 91 نهج البلاغه . ( 2 ) ج 29 ، ص 244 . ( 3 ) مسالك ، ج 7 ، ص 202 .